در این چند روز تعطیل ، فرصت شد کتاب آقای «کاوی» با عنوان «هفت عادت مردمان مؤثر» (ترجمه خانم گیتی خوشدل) را مجددا بخوانم. جالب ديدم قسمتهايي از آنرا كه براي همكاران عزيز مفيد است نقل كنم:

۳ عادت اول از عادات هفتگانه بیشتر حالت زمینه‏سازی و زیرساختی داشته و باعث می‏شود آدم ویژگی‏های شخصیتی مناسبی پیدا کند، اما ۴ عادت مهم ديگر:

عادت شماره چهار: برنده-برنده بیاندیشید

ما عموما از تفکر برنده-بازنده پیروی می‏کنیم. گاهی هم که اعتماد به نفس کمتری داریم، نحوه عمل ما بازنده-برنده است. آقای کاوی عقیده داره که برای مؤثر بودن باید برنده-برنده فکر کرد و برنده-برنده عمل کرد. این موضوع نیازمند دقت زیادیه. یک مثال جالب در این مورد که در کتاب ذکر شده، داستان مدیریه که زیردستانشو جمع می‏کنه و درباره تفکر برنده-برنده براشون صحبت می‏کنه و ازشون می‏خواد که بیشتر تلاش کنن. در آخر برای اینکه اونارو تهییج کنه می‏گه که «کی دلش می‏خواد برنده جایزه تعطیلات در جزیره بشه؟» آقای کاوی همینجا نکته مهمی رو روشن می‏کنه. می‏گه که وقتی از آدما می‏خواهید برنده-برنده فکر و عمل کنن اما بعد جایزه‏ای رو می‏ذارید که فقط یکی از اونها می‏تونه اونو برنده بشه، عملا باعث می‏شید که هر کس به فکر برنده شدن خودش باشه و با دیگران رقابتی کنه که هدف از این رقابت برنده شدن یکی و بازنده شدن بقیه است. آقای کاوی تفکر برنده-برنده رو زیربنای عادات بعدی می‏داند.

عادت شماره پنج: نخست گوش دهید، سپس بخواهید به شما گوش کنند

این عادت واقعا به یکی از دردهای بزرگ آدم‏ها اشاره می‏کنه. به نظر واضح می‏رسه اما ما عموما اونقدر مشتاق پاسخ دادن هستیم که یا وسط حرف طرف مقابل می‏پریم یا به جای گوش دادن به حرف‏های او، توی ذهنمون جوابمون رو آماده می‏کنیم. آقای کاوی یک گفتگوی جالب رو نقل می‏کنه که به خوبی عمق اهمیت این موضوع رو نشون می‏ده:

«پدری نزدم آمد و گفت: نمی‏توانم پسرم را درک کنم. اصلا به من گوش نمی‏کند.
پرسیدم: پسرت را درک نمی‏کنی، چون به تو گوش نمی‏کند؟
گفت: بله همین‏طور است.
دوباره پرسیدم: پسرت را درک نمی‏کنی، چون او به تو گوش نمی‏کند؟!!!
گفت: بله همین را گفتم. منظورتان چیست؟
جواب دادم: فکر می‏کردم برای این که دیگری را درک کنی، خودت باید گوش بدهی.
گفت: اما من که او را درک می‏کنم. آنچه اکنون بر او می‏گذرد، خودم قبلا گذرانده‏ام. خودم قبلا تجربه‏های او را داشته‏ام.
گفتم: اما این نگرش براساس تاریخچه زندگی شخصی توست. حال آنکه باید از چهارچوب مرجع خودش به وضع او نگاه کنی.»

عادت شماره شش: سینرژی (انرژی گروهی) ایجاد کنید

سینرژی ضد مصالحه و سازش است. وقتي ۱+۱=۲ باشد، مصالحه و سازش یعنی یک بعلاوه یک مساوی با یک و نیم.

 اما سینرژی یعنی یک بعلاوه یک برابر است با ۳. در سینرژی ما راه حلی بهتر از راه حل‏های اولیه هر یک از افراد می‏یابیم، نه اینکه راه حلی که نظر همه را لحاظ کرده باشد (به شیوه مصالحه) اما عملا قابلیت کمی برای حل مشکلات داشته باشد. ایجاد سینرژی به شدت در گرو ایجاد سه عادت اولیه بعلاوه دو عادت قبلی است. یعنی هم باید هر فرد به خوبی خود را پرورش داده باشد و هم مکانیسم ارتباطی مناسبی در میان افراد مختلف برقرار شده باشد.

عادت شماره هفت: اره را تیز کنید (بازسازی خویشتن)

ایجاد ۶ عادت قبلی از طریق توجه به عادت هفتم میسر می‏شود. باید مرتب قابلیت‏های خود را در سطح بالایی نگه دارید و مانع از فرسوده شدن خودتون بشید. آقای کاوی می‏گه که ایجاد عادت هفتم در گرو توجه همه جانبه و همزمان به چهار بعد جسمانی، ذهنی، معنوی، اجتماعی و عاطفی و ایجاد تعادل میان آنهاست.
جنبه جسمانی یعنی تغذیه درست و استراحت مناسب و ورزش منظم.
جنبه معنوی یعنی توجه به نظام ارزشی یا ارزش‏هایی که درونا انتخاب کرده‏اید. این جنبه با عادت شماره ۲ ارتباط تنگاتنگ دارد. خود آقای کاوی اشاره می‏کند که هر روز عمیقا کتاب مقدس را مطالعه می‏کند.
جنبه ذهنی یعنی پرورش ذهن از طریق مطالعه و آموزش
جنبه اجتماعی/عاطفی در ارتباط با دیگران و در عادت‏های ۴ و ۵ و ۶ نمود پیدا می‏کند.