سفرنامه نخجوان
یک سفرنامه قدیمی از همیرا زمانی فراهانی- كارشناس و پژوهشگر و مولف سیاحتی . که با وجود تغییر برخی جزئیات از جمله واحد پول نخجوان . همچنان جذاب و خواندنی است:
بازديد از نخجوان برايم جاذبههاي زيادي را در برداشت، ديدار از گوشهاي از سرزمين مادري كه بر اثر بيكفايتي شاهان قاجار از وطن جدا شده است، بازديد از منطقهاي كه در حال حاضر تحت نظارت جمهوري آذربايجان اداره ميشود ولي كشوري بيگانه (جمهوري ارمنستان) در بين آنها جدايي افكنده و ارتباط بين اين دو منطقه فقط از طريق هوايي و با واسطه، از طريق خاك ايران انجام ميشود، و بالاخره سرزميني كه به عنوان بخشي از اتحاد جماهير شوروي سابق حدود 80 سال زير سلطهي كمونيست بوده است و اينكه هيچ گونه اطلاعاتي مكتوب و يا از طريق اينترنت و يا حتي از مسافراني كه قبلاً به آن جا سفر كردهاند، از اين منطقه در دسترس نبود…
چگونه به نخجوان سفر كنيم؟
نخجوان درست در منتهاي بالاي گوشهي چپ نقشهي ايران قرار دارد، و در حال حاضر بسياري از آژانسهاي مسافرتي اقدام به طراحي تورهاي كامل و نيمه كامل براي بازديد از اين سرزمين ميكنند كه، هزينههاي آن براي دو الي سه شب اقامت از حداقل 75000 تومان آغاز ميشود، ولي براي ساكنين استان آذربايجان شرقي و غربي، سفر به اين منطقه بسيار آسان است. يكي به علت نزديكي محيطي و ديگري به علت قرابت فرهنگي، مردم اين استانها با ماشين شخصي خود و يا با مينيبوس (با هزينه 600 تومان) و يا با ماشينهاي كرايه (با هزينه 1500 تومان) از تبريز به جلفا ميايند و بعد از تشريفات گمركي در مرز جلفا (طرف آذربايجان) تاكسيهاي فيات زيادي منتظر آنها هستند تا اين مسافران را به نخجوان برسانند، هزينهي اين تاكسيها و يا ساير ماشينها با توافق طرفين تعيين ميشود.
ساعت حركت ما از تهران 30/18 عصر بود، در طي راه اتوبوس در مجتمع خدماتي- رفاهي غزال در آزاد راه قزوين- زنجان نگاه داشت، يك مجتمع بينراهي كه قبلا از آن بازديد كرده بودم، مشتمل بر چند رستوران، اغذيه فروشي، بوفه، نمازخانه، سرويس بهداشتي، هلال احمر و اقامت گاه (هتل)، 24 سوئيت 1 و 2 و 3 تخته كه هزينه هر شب اقامت در آن از 11000 تومان آغاز ميشود، پاكي و طراوت هوا و عطر گلها در اين مكان بسيار لذتبخش بود، بعد از يك شب حركت، صبحانه معروف منطقه (خامه و عسل) در جلفا و در قهوهخانههاي كوچك به طور مجزا توسط مسافران تور ما صرف شد، در مرز جلفا، مسافران بايد با بارهاي خود، اتوبوس را ترك كنند تا بعد از تشريفات گمركي در طرف آذربايجان بار ديگر سوار بر اتوبوس شده و طي طريق كنند. در مرز جلفا پاسپورتها مورد بررسي قرار ميگيرند، خروجي 3000 توماني (براي بار اول از مرز زميني) و 300 تومان براي هلال احمر در نظر گرفته شده است. در همان جا اثاثيه فرد مورد بازرسي كلي قرار ميگيرد، ولي بينظمي شديد در ارائه و دريافت پاسپورت و فقدان نظم و ترتيب و صف و تجمع و ازدحام افراد، دشواري زيادي را در دريافت پاسپورتها ايجاد كرده بود، البته اين هماهنگي وظيفهي راهنماي تور است كه، متاسفانه توسط تك تك مسافران به طور مجزا انجام ميشد. در آن محل من خانوادههاي بسياري را ديدم كه با استفاده از معافيت گمركي با دريافت نفري 8000 تومان اقدام به حمل كالا به داخل كشور ميكردند، و جالب اينجاست كه نيروهاي انتظامي در آن محل اكثر به جاي استفاده از زبان فارسي (زبان ملي و رسمي كشور) به زبان آذري سخن ميگفتند. پس از گذر از گمرك ايران، بايد از يك پل آهني عبور كرد تا به مرز آذربايجان شوروي (نخجوان) رسيد، در زير پل رودي گلآلود جريان دارد. رود ارس، همان نوار نازك آبي خوشرنگي كه روي نقشهي ايران، منطقهي مرزي را مشخص ميكند. يادم آمد در جايي خوانده بودم كه، به علت پيش روي رود ارس به داخل خاك ايران و نظر به اين كه مبناي مرزي ما همان رود است (نه مساحت و مسافت) و به تدريج و آرام و آرام به خاك منطقه آذربايجان و شوروي، افزوده ميشود. (البته صحت اين نظريه به زير سوال است.) در اطراف رود، نيزار زيادي ديده ميشد. در اين قسمت پليسهاي زن و مرد آذربايجان با يونيفرم مرتب و تر و تميز خود، پاسپورتها را مهمور به مهر عبور ميكنند، ورود به جمهوري آذربايجان (نخجوان) نيز مانند تركيه نيازي به ويزا ندارد و رايگان انجام ميشود ولي متاسفانه به علت فقر موجود در نخجوان، پليسها در دو محل يكي در هنگام دريافت پاسپورتها و ديگري در هنگام بازرسي بدني مبالغي را به اجبار از مسافران دريافت ميكنند، شايد پرداخت اين مبالغ براي من ايراني چندان قابل توجه نباشد، ولي پرداخت و دريافت آن به طور غير قانوني و به اجبار براي بسياري از مسافران خوشايند نيست، و با توجه به تعداد زياد مسافر ورودي اين مبالغ پرداختي، در نهايت مبالغي قابل توجه خواهند بود، ولي آنچه كه در اين قسمت (گمرك جلفاي نخجوان) قابل ذكر است نظم و ترتيب و رسيدگي به مسافران و مطلوبيت ظاهر پليس نخجوان نسبت به ماموران گمرك جلفاي ايران است به علاوه از آنها، رفتاري ديدم كه از طرف هموطن ايراني خود مشابه با آن را نديدم، كه اين امر باعث توجهم شد، همراه من به علت حادثهي پيش آمده در آخرين اوقات قبل از سفر مجبور به گچ گرفتن يكي از پاهاي خود در ناحيه مچ پا شده بود، و بناچار براي حركت از چوب بغل استفاده ميكرد، و به راحتي هم نميتوانست گام بردارد، در گمرك نخجوان به كار او خارج از نوبت رسيدگي شد، برايش صندلي آوردند و البته از او حقالورودي كه قبلاً به آن اشاره شده، هم دريافت نگرديد، البته همين رفتار را من در برگشت نيز مشاهده كردم و بسيار تحت تاثير قرار گرفتم.
در جلفاي نخجوان تعداد زيادي مغازههاي كوچك كه برخي داراي لوازم برقي خانگي بودند، وجود داشت. پس از طي خياباني كوتاه، همگي مجدد با بارهاي خود سوار اتوبوس شديم، جادهي جلفاي آذربايجان تا شهر نخجوان طبق اعلام راهنماي تور، توسط ايران ساخته شده است، و تابلويي به زبان فارسي فاصلهي جلفا تا نخجوان را، 38 كيلومتر نشان ميداد. فضاي سبز محيطي منطقه، بسيار شبيه به آذربايجان ايران بود، با خانههاي ويلايي و يا ساختمانهاي يك تا چند طبقه با سقفهاي شيرواني فلزي و آنتنهاي ماهواره كوچك و بزرگ كه مانند قارچهايي به بالكن خانهها وصل شده بودند، در مسير جاده در چندين مكان خيار، هندوانه و خربزه براي فروش عرضه شده بود و مزارع آفتاب گردان نيز به وفور ديده ميشد. پمپ بنزينهاي مسير نيز همانند كشور تركيه از طراحي خاص خود برخوردار بود (بنزين ليتري 300 تومان و گازوئيل ليتري 170 تومان كه البته اين منابع از ايران تامين ميشود)، در طول راه توسط راهنما به كوهي به نام كوه ماردار كه در آن گفته ميشود تعداد زيادي مار زندگي ميكنند، اشاره شد. ساعت 13 به نخجوان رسيديم در ورودي شهر مسجدي كه توسط تركيه به سبك مسجد آبي ساخته شده بود، خودنمايي ميكرد، البته مسجد بزرگي نيز در داخل شهر نخجوان با هزينه جمهوري اسلامي ايران ساخته شده است، نخجوان در مجموع شهري سرسبز و آرام است و چهرهاي همانند شهرهاي درجه 2- 3 استانهاي آذري زبان ايران را دارد…
اقامتگاه
بهترين هتل موجود در نخجوان «گراند هتل» نام دارد، هتلي 5 طبقه با نمايي سفيد و خردلي كه قدري از مركز شهر دور است، بعد از آن هتلهاي تجارت، اوكراين خيال و.. بالاخره خانههاي مسكوني اجارهاي قرار دارند.
گراند هتل در داخل اتاقهاي خود داراي سرويس بهداشتي است و نماي قسمت ورودي آن شيك و تر و تميز است. گرچه به قول برخي از مسافران شبها، سيستم مركزي كولر آن را به علت صرفهجويي خاموش ميشود. هتل تجارت با نماي صورتي رنگ خود، در طبقه سوم (بالاي) مركز تجاري قرار گرفته و داراي دستشويي و حمام عمومي است. در هر اتاق ميز و صندلي و تخت و پنكه قرار دارد، هزينهي هر شب اقامت در آن به طور غير رسمي 3 شيروان براي هر نفر است (1750 تومان تقريباً 1 شيروان)، به علاوه اين هتل، فاقد آسانسور است و بايد سه طبقه را با پله طي كرد، ولي در جاي مناسبي قرار دارد. هتل اوكراين نيز داراي سرويس بهداشتي در داخل اتاق است و هزينه اقامت آن براي هر نفر شبي 4 شيروان است، البته اين هزينهها به طور غيررسمي اعلام ميشود و بسته به موقعيت و چانهزني اعمال ميشود، هزينههاي رسمي از اين سطح بالاتر است.
حمل و نقل
حمل و نقل داخلي در نخجوان شامل تاكسيهاي فيات قديمي است كه چهار نفر گنجايش دارد، و هزينه هر مسير 3 ممد (175 تومان= 1 ممد) است، تاكسي ما دربست است، مينيبوسهاي وان قديمي كه داراي چند رديف صندلي و چند چهارپايه فلزي است نيز با شمارههاي مختلف در مسيرهاي گوناگون شهر نخجوان در رفت و آمد هستند، هزينه هر مسير به نفر، 1 نظامي (حدود 87 تومان) ميباشد، اكثر اتومبيلها در شهر، مدل قديمي و از نوع فيات هستند به جز چند ماشين مدل بالا كه يكي دوتاي آن هم پژوي ساخت ايران بودند، چيز ديگري در سطح شهر مشاهده نميشود.
زبان
زبان مردم نخجوان تركي آذري است و البته روسي هم از قبل وجود داشته است و هيچ زبان بينالمللي ديگري نظير انگليسي و يا فرانسه در اين شهر كاربرد ندارد، بنابراين هموطنان آذري زبان ما، براحتي ميتوانند ارتباطات كلامي خود را برقرار كنند، البته بنا به قولي نظر به آموزش زبان فارسي در مدارس نخجوان، اهالي بومي تا اندازهاي ميتوانند زبان فارسي را درك كنند ولي نميتوانند فارسي صحبت كنند، لذا به مسافران محترم توصيه ميشود، از هرگونه اهانت و يا تحقير محيط به زبان فارسي خودداري كنند.
واحد پولي
واحد پول نخجوان بستگي به اسم تصوير منقش بر روي اسكناس دارد، در نتيجه شيروان، ممد و نظامي، واحدهاي پول اين كشور به شمار ميروند، حتي در آنجا به علت تصوير رهبر انقلاب بر روي اسكناسهاي پانصد و هزار توماني از پول ايران با نام ايشان ياد ميشود، 1 شيروان برابر با 1700 تا 1750 تومان و يك ممد از 170 تا 175 تومان و يك نظامي يك دوم ممد است. به مسافران ايراني توصيه ميشود، پول همراه خود را به ريال ايراني ببرند و از خريد دلار خودداري نمايند، كه اين به نفع ايشان خواهد بود. پول مسافران توسط راهنمايان تور، صرافيها در كنار مراكز تجاري و يا در خيابانها كه نرخها به دلار، تومان (ايران) و واحد پول تركيه، در تابلوي كوچكي نصب شده است، قابل تبديل است، همچنين توصيه ميشود در هنگام ارايه پول خود، اسكناسهاي هزاري و پانصدي را يكي يكي شمرده و به صراف تحويل دهند و يا در هنگام دريافت معادل پول دقت بيشتري به عمل آورند، ديده شده است كه تعويض كننده پول، پس از دريافت وجه اعلام ميكند، مبلغ آن كم است و به هيچ عنوان هم نميتوان خلاف آن را ثابت كرد و يا حق خود را گرفت، به خصوص اگر به زبان آذري هم مسلط نباشيم، البته در مرز جلفا در طرف ايران نيز امكان تعويض پول توسط دست فروشان وجود دارد.
مردم و فضاي شهري
مردم نخجوان بسيار مهربان و مهماننواز هستند، با وجود فقر مالي، متكدي اصلاً در شهر وجود ندارد، ولي دزدي با روشي محرمانه انجام ميشود، مثلاً در مرز ورودي، پليس از مسافران ورودي و يا خروجي باج ميگيرند، در تعويض پول، مقداري از پول توسط تعويض كننده كف زني ميشود، گاهي در معاملات خريد توسط فروشنده دبه آورده ميشود، و مجدداً پول جنس فروخته شده دريافت ميشود و يا اينكه با وجود قيمت توافق شده، بعداً مبلغ بيشتري درخواست ميشود (برخي تاكسيها).
امنيت در شهر وجود دارد، من به هيچ وجه در هيچ جا هيچگونه ايجاد مزاحمت و يا ناراحتي را براي خانمها در سطح شهر ملاحظه نكردم حتي در بيشتر اوقات مردم ملاحظه و رعايت و حمايت حال ايشان را نيز ميكنند، ولي فضاي كمونيستي هنوز در سطح و رگ و پود شهر وجود دارد، راننده اتوبوس ما كه خود فردي بسيار با تجربه بود و مدتها بود كه به كشور آذربايجان (باكو) سفر ميكرد، وقتي علاقه من را پژوهش و كسب اطلاعات و ارتباط با اين محيط تازه را ديد، مرا از گفتگو و سوال و پرسش زياد با مردم برحذر داشت، زيرا عقيده داشت، ممكن است براي كوچكترين مسئلهاي مرا دستگير كنند ! و آزاد شدن فرد هم بسيار مشكل است، به علاوه راهنماي تور كه در مسير قبل از ورود به نخجوان از مسافران تعهدنامه كتبي گرفته بود، تاكيد ميكرد كه در صورت ايجاد هر نوع مشكلي براي من (مسافر)، هيچگونه مسئوليتي نخواهد داشت. گرچه برايم به علت ندانستن زبان آذري (با وجود آشنايي به دو زبان بينالمللي) ارتباط كامل با مردم چندان آسان نبود، ولي با اين وجود كمي از حرفهاي ايشان را ميفهميدم، در برگشت هم برخي از لغات را فرا گرفته بودم، در سطح شهر فقط يك توريست اروپايي (انگليسي) ديدم كه پياده در حال گشت و گذار در سطح شهر بود، وي دانشجوي سال آخر علوم سياسي و روابط بينالملل بود و با آشنايي كامل به زبان تركي، جهت كامل كردن اطلاعات خود براي شغل آيندهاش و شاغل (وزارت امور خارجه انگليس) به اين سفر دست زده بود، برايم بسيار جالب توجه بود كه هيئت سياسي انگليس از بين كساني انتخاب ميشود كه ضمن آشنايي با زبان و فرهنگ كشور ميزبان خود، قبل از اعزام، اطلاعات كامل از محيط محل ماموريت خود دارند و اين هم يكي از رموز موفقيت حكام سياسي آن كشور است كه اميد است بالاخره روزي براي وزارت امور خارجه ما الگو شود.
لباس زنان نخجوان عموماً پوشيده است پيراهن و يا دامنهاي بلند، با چتري كه براي جلوگيري از تابش آفتاب استفاده ميشود، روسري فقط توسط بانوان مسن استفاده ميشود و شلوار توسط جوانها ! لباس مردان نيز بايد پوشيده باشد، افراد آستين ركابي يا البسه باز و كوتاه (مردان) توسط پليس نخجوان قابل جلب است، آرامش و سكوت عميقي در شهر حاكم است، هيچ جر و بحث و دعوا يا ترافيكي در سطح شهر مشاهده نميشود، با وجود اينكه روز تعطيلي يكشنبه است در بقيه ايام هفته افراد بيكار زيادي در پاركها و كافهها، ديده ميشوند كه مشغول نوشيدن چاي و يا بازي با تخت نرد و يا گفتگو با هم هستند، وجود هر خارجي نيز در محيط توجه برانگيز است.
غذا
قيمت مواد غذايي در نخجوان تقريباً مشابه با ايران است، پياز، سيبزميني، گوجهفرنگي، خيار هر كيلو 1 ممد، ليموترش دانهاي 1 ممد، مرغ و گاو و گوسفند به صورت تكهاي، هر تكه 2 ممد، سبزي خوردن 7 دسته كوچك 1 ممد، خاويار سر شيروان، و… يكي از بهترين رستورانهاي نخجوان نقش جهان نام دارد، كه داراي طراحي و لوازم مجهز و تر و تميز و نسبتاً شيكي بود، ولي متاسفانه سرو غذا سريع انجام نميشد، به چند رستوران ايراني ديگر، نظير سيد صادقي در خيابان اصلي نخجوان و رستوران ديگري در مسير جاده نخجوان به سوي جلفا به نام ونيز كه انواع كباب و چلوكباب را به قيمت مناسب عرضه ميكنند، نيز ميتوان اشاره كرد. مهمترين اغذيهفروشي Fastfood در نخجوان گنجليك نام دارد، كه بسيار مدرن در 3 طبقه ساخته شده است. كه برخي از قيمتهاي آن چنين است: يكه همبرگر 4 ممد، يك پيتزا معمولي 7 ممد، سالاد 2 تا 5 ممد، چاي 2 نظامي، نوشابه 5/1 ممد، اين اغذيهفروشي تقريباً، مشابه با مك دونالد است، البته در بازار 57 و يا در خيابانها هم ساندويچ و دونالد كباب، با 2 ممد و يا كباب كوبيده و جوجه به قيمت 3 الي 4 ممد به فروش ميرسد، به علت فراواني و ارزاني گوشت، پخت انواع كباب بسيار در نخجوان مرسوم است ولي حجم غذاها در هر وعده غذايي كم است، بنابراين ممكن است ايرانيها در هر وعده غذايي كاملاً سير نشوند، به علاوه بر اين كه مصرف نان بر مصرف برنج در اين كشور ارجحيت دارد، برنج به صورت نيمپخت عموماً سرو ميشوند، آنها داراي چندين نوع نان ماشيني بسيار خوشمزه، يك نوع نان لواش هستند كه به قدي اين نان لطيف و خوب به عمل آمده كه هيچگونه مواد اضافي از خود باقي نميگذارد، لذا برمسوولان صنايع پخت نان كشور واجب است كه از اين نوع پخت الگوبرداري نمايند.
خريد و بازارها
مهمترين جاذبهاي كه همهي ما ايرانيان را در هنگام سفر به سوي خود ميكشاند، خريد است و بس كه حتي به خاطر خريد و لو كالايي بيارزش، حاضريم از برنامههاي بازديد خود كه خاطراتي فراموش نشدني و غير قابل تكرار به شمار ميآيند، بگذريم، در حقيقت در نخجوان من هيچ نوع كالاي با ارزش و قابل ذكري براي خريد مشاهده نكردم، بازارهاي نخجوان مملو از كالاهاي ساخت تركيه و ايران و بعضاً روسي است. گرچه ديدار از اين بازارها فقط براي يك بار، خالي از لطف نيست.
بازار 57: بازاري روباز است كه غرفههاي آن در مساحتي كوچك و بزرگ در كنار هم (مشابه بازار بزرگ تهران) در كنار هم قرار گرفتهاند به طوري كه فاصله عبور بين دو غرفه روبروي هم 5/1- 1 متر است، چندين مسير موازي و منقطع در اين بازار وجود دارد كه در طرفين آن غرفهها قرار دارند، اين بازار روزانه به جز يكشنبهها از ساعت 9 الي 14 باز است و در آن، انواع و اقسام كالاها به فروش ميرسد. نظير لوازم خانگي منزل، لوازم برقي، انواع پوشاك، كيف و كفش، شيرينيجات و شكلات و تنقلات، مواد غذايي، خرده ريز، طلا و جواهر كه در دكههاي بسيار ساده و ابتدايي با طرحهاي قديمي (مشابه با زمان قجري) و با عيار پايين به فروش ميرسد. در فضاي بيروني و در مجاورت آن بازار سرپوشيده ميوه، سبزي و صيفيجات قرار دارد. روبروي بازار 57، چندين مغازه كه بيشتر عرضه كنندهي انواع نوشيدني هستند، نيز فعاليت دارند. چانه و تخفيف در اين بازار رواج فراوان دارد.
مركز تجارت، ساختماني است عريض و طويل با نمايي صورتي رنگ كه در بالاي آن هتل تجارت قرار گرفته است، اين مركز به صورت يك پاساژ در دو طبقه قرار دارد، در حقيقت اين مكان بازار مدرن و نسبتاً گران نخجوان به شمار ميآيد كه در مغازههاي آن انواع پوشاك، كيف و كفش، لوازم منزل و لوازم برقي، مبل، پرده، تنقلات و مواد غذايي عرضه ميشود، سلماني و كافيشاپ، غرفه تلفن راه دور، صرافي و … از ديگر غرفههاي آن محسوب ميشود.
آليش و ريش
فروشگاهي است بزرگ در يك طبقه و تقريباً مشابه با فروشگاههاي رفاه و يا شهروند كشور خودمان ميباشد، كه با سرمايهگذاري شركتي از تركيه و با عرضه كالاهاي ساخت آن كشور ايجاد شده است. در اين فروشگاه نسبتاً خالي مواد غذايي بستهبندي شده، لوازم بهداشتي، مواد غذايي باز، ميوه و سبزي و صيفيجات و مقدار كمي پوشاك و كفش عرضه ميشود، قيمتها در اين فروشگاه ثابت و سطح قيمتها معمولي (مشابه با بازار تهران) است، ساعت كار از 9 صبح تا 5/11 شب ادامه دارد. فروشگاههاي ديگري به طور پراكنده در سطح شهر قرار دارد و سطح آنان، منطبق با توسعه نيافتگي شهر نخجوان است. بساط دست فروشي نيز در برخي از خيابانها ديده ميشود.
آب و هوا
در تابستان آب و هواي نخجوان خشك و ملايم است، گرچه آفتاب آن قدري سوزان به نظر ميآيد كه عموماً خانمها از چتر استفاده ميكنند، ساعت آن نيم ساعت از ايران جلوتر است. هواي آن به طور كلي مشابه با استانهاي آذري زبان ما است.
جاذبههاي ديدني و تفريحي
فرق مهم ما با مردم كشورهاي توسعه يافته در اين است كه اكثر آنها ميآيند تا فرهنگ يك كشور را ببينند و وقت خود را صرف ديدن، آموختن و كسب تجربههاي جديد ميكنند، ولي آيا تمامي گردشگران ما همين تفكر را دارند؟ متاسفانه من و همراهم تنها افرادي در تور فوق بوديم كه مايل بوديم از جاذبههاي فرهنگي و تاريخي نخجوان ديدار كنيم، راهنماي تور هم كه مدير آژانس نيز بود، فكر ميكرد همه مسافران فقط براي تفريح به اين شهر ميآيند. و اطلاعات بسيار محدودي از محيط داشت، حتي بازديد از موزه رايگان حيدر علياف كه در برنامه بود حذف گرديد، موزه حيدر علياف با ساختماني بزرگ و مجلل محل نگهداري آثار زندگي رييس جمهور سابق آذربايجان است، اين موزه فاقد وروديه است و در جلوي آن هم آب نما و فضاي سبزي جهت استراحت وجود دارد.
ولي از جمله جاهايي كه در عصر روز اول از آن بازديد شد، مقبره مومنه خاتون بود كه داخل آن به علت تعميرات بسته بود فضاهاي بيروني آن هم نرده كشي شده بود، اين مقبره در وسط پاركي قرار گرفته است و مقبره فوق داراي برجي 8 ضلعي ساخته شده از آجر و كاشي است. در اطراف آن چندين مجسمه و تكه سنگهاي قديمي ديده ميشود.
در كنار فروشگاه آليش و ريش نيز رودخانهاي قرار دارد كه در روي پل رودخانه بوفهاي با ارايه موزيك زنده، ميزبان مهمانان خود جهت صرف نوشيدني و بستني است، در روي رودخانه فوق نيز امكان قايقراني دالي (با هزينه 1 ممد) وجود دارد.
غار اصحاب كهف يكي از مهمترين ديدنيهاي نخجوان به شمار ميآيد كه در 18 كيلومتري آن شهر قرار گرفته است، اين غار در انتهاي يك جادهي باريك كه از جادهي اصلي جدا ميشود قرار دارد، در سر جادهي فرعي يك يادمان بزرگ سيماني به رنگ سفيد كه بر پايههاي صورتي استوار است، دارد كه بر روي آن به روسي نوشته غار اصحاب كهف، در پايين غار چندين خانواده آذربايجاني كه براي زيارت آمده بودند مشغول استراحت و درست كردن كباب بودند و با خوش رويي از ما استقبال كردند. براي رسيدن به انتهاي غار بايد از پلههاي بسياري، بعضاً صعبالعبور گذر ميكرديم، در ميانه راه يك نمازخانه و چند قبر متبرك قرار داشت، در يك مكان حفرهاي قرار داشت كه مردم معتقد بودند با انداختن سنگ به داخل آن، آرزويشان اجابت ميشود. در كف آن هم مقداري شمع روشن بود. در مسير منتهي به غار چيدمان از سنگ ديده ميشد كه براي درخواست اجابت آرزو بود. وقتي از پلههاي مسير، بعد بازديد از غار پايين ميآمدم، تعدادي خانم مسن اهل نخجوان به من زيارت قبول ميگفتند، به نظر ميرسد كه اهالي بومي اعتقاد زيادي به متبرك بودن اين مكان (با وجود چندين غار اصحاب كهف در جهان نظير سوريه، اردن …) دارند. هزينه رفت و برگشت به غار اصحاب كهف با تاكسي از نخجوان 3 شيروان است، با اتومبيلهاي فيات قديمي كه حداكثر گنجايش چهار نفر را دارد.
ديدار از منطقهاي ييلاقي و بسيار زيبا كه در آگهيهاي آژانس مسافرتي بسيار تبليغ آن شده بود، نيز در برنامه بازديد قرار داشت ولي در نخجوان معلوم شد نه آقاي راننده و نه راهنماي ما (كه خود مدير عامل آژانس نيز بود) تمايلي به انجام اين بازديد را نداشتند. و بالاخره پس از پافشاري تعداد معدودي از مسافران، به همراه فردي بومي از هتل، عازم ديدن اين محل كه از نخجوان فاصله داشت، شديم. اين قسمت به علت نزديك بودن به ارمنستان تحت نظارت سربازان ارتش قرار داشت، در حقيقت به نوعي يك منطقه جنگي به شمار ميآمد، در يك شهرك كوچك نرسيده به آن محل توقف كرديم تا با نيروي انتظامي (ارتش) هماهنگ شود، بالاخره پس از يكي دو سه ساعت معطلي بالاخره معلوم شد اين نمايش ترتيب داده شده، توسط راهنما و راننده فقط براي سرگرم كردن ما بوده است و در نهايت بدون بازديد مجبور به برگشت به نخجوان شديم و يك نيم روز را از دست داديم. از مراكزي كه شخصاً از آنها بازديد كردم و در برنامه تور نبود، ميتوان به دانشگاه نخجوان اشاره كرد كه درست در پشت هتل تجارت قرار داشت. از مقبره حسين جاويد، شاعر معاصر نخجوان، موزه بهزاد گنجعلي نقاش كه در نزديكي مقبره حسين جاويد قرار داشت و وروديه آن 5 ممد بود و بالاخره موزهي تاريخ ملي نخجوان كه وروديه آن يك شيروان براي خارجيها و 1 ممد براي افراد بومي بود، بازديد از اين مكان در يك عصر، نيز با توجه به محدوديت زمان انجام شد. مهمترين موزه موجود در نخجوان همان موزهي تاريخ ملي است تمامي كاركنان اين موزهي دو طبقه، خانم بودند. شايد بگويم فضاي فيزيكي آن، از موزهي ايران باستان (بخش قبل از اسلام) ما بزرگتر بود. اين موزه در حوالي كنسولگري ايران قرار داشت و در آن لوازم انسانهاي اوليه، اسكلت، انواع كوزه و خمره، سنگ قبر، وسايل مردم شناسي، زندگي مصور حيدر علياف رييس جمهوري سابق آذربايجان (حتي نمرات دوران تحصيل وي نيز در تابلويي نصب شده بود) وسايل شخم زني، قالي، قاليچه، سكه، اسكناس، وسايل كار و زندگي، تابلوي نقاشي و ... به نمايش گذارده شده بود، ساعات بازديد از اين موزه 17- 30/9 بود. ولي در روزهاي 7 و 27 هر ماه تعطيل ميباشد. در اين موزه راهنماي آن با زبان آذري توضيحاتي را بيان كرد كه تقريباً مقداري از آن را فهميدم. نكتهي قابل توجه، آمارگيري از بازديدكنندگان در رابطه با اسم، تاريخ، نام كشور آنان بود، چيزي كه در موزههاي خودمان هنوز انجام نميشود.
صبح روز آخر زمان برگشت ما بود، در گمرك چندان مشكلاتي براي مسافران ايجاد نميشد، ولي اگر فردي مقداري خريد كرده بود ولو بسيار كم توسط گمرك نخجوان مبالغي از ايشان دريافت ميشد كه اين باعث جر و بحث مسافران ايراني با مامورين شده بود. ساعت 12 ظهر از جلفا خارج شديم، اتوبوس در محلي به نام «كافيشاپ وحيد» جهت صرف غذا نگاه داشت كه محلي بسيار جالب توجه بود، كه در آن انواع ساندويچ و غذاي Fast Food ايراني و تركيه و بستني سرو ميشد، طراحي و سرويسدهي آن قابل توجه بود، و بالاخره پاسي از نيمه شب گذشته بود كه به تهران رسيديم.
همیرا زمانی فراهانی- كارشناس و پژوهشگر و مولف سیاحتی
http://www.mosaferan.ir/main.asp?ID=00118
-
آغاز سفر نخجوان تابستان ۸۹ امروز عصر (ایستگاه راه آهن) و به مدت ۴ روز میباشد
جامعه اینترنتی سازمان مهندسی و عمران (Engineering NGO) جهت اتحاد و تبادل نظر مهندسین و اعضای سازمان های مهندسی ساختمان . ایجاد و روزانه UPdate ميشود