در خیابانهای الهیه ،منطقه ای که هر متر مربع آپارتمان آن بیش از شش میلیون تومان ارزش دارد برجهایی بیش از ده طبقه در دو سمت خیابانهایی با عرض بین 8 الی 10 متر و درمنطقه ای که در گسل زلزله خیز شمال شهر تهران واقع شده است و آنهم در زمانی که طبق قوانین و بخشنامه های شهری اعلام شده است در گذر های به عرض هشت و ده متر بیش از 5 طبقه اجازه ساخت نخواهند داد!همچنان میرویند

 بنابراین طبیعی است در کشوری که سرمایه و پول حرف اول را می زند همه ظوابط و ارزشهای اخلاقی و قوانین و مقررات و بخشنامه ها به راحتی زیر پا گذاشته و هر عملی توجیه پذیر گردد خصوصا آنکه چهار نهاد رسمی شهرداری- وزارت مسکن- سازمان نظام مهندسی و سازمان مدیریت (برنامه و بودجه) نیزهر یک به نحوی خود را متولی امر ساخت و ساز شهری می دانند! براستی اگر زلزله ای رخ دهد ستاد حوادث چگونه می تواند در این خیابانهای 8 الی 10 متری کمک رسانی نماید؟ گویا زلزله فقط عذاب کافران اجنبي چون ایتالیا مباشد و هیچگاه قرار نیست در اینجا چنین اتفاقاتی بیفتد!

 و اما سئوالاتی از مسئولین و شرکتهای مشاور طرحها! و مجریان محترم آنها

1-آیا شهرداری و یا مراکز صدور پروانه ( دفاتر الکترونیک و ...) نسبت به موقعیت بد برجهایی که ساخته می شوند آگاهی دارند و ظوابط صدور پروانه های ساختمانی در مناطق شهرداری تهران(جداول مربوط در عرض گذر و تعداد طبقات با توجه به بخشنامه های پهنه بندی و تسهیلات را رعایت نموده اند)؟

2- آیا وزارت مسکن و شهر سازی که طبق ماده 33 قانون نظام مهندسی مسئولیت نظارت عالیه بر اجرای ضوابط و مقررات ملی ساختمان در طراحی و اجرای تمامی ساختمانها و طرحهای شهر سازی و ...را به عهده دارد نسبت به ساخت چنین برجهایی در چنین گذر هایی اشراف دارد؟!

3-آیا سازمان نظام مهندسی استان تهران که می بایستی طبق بند 2-7-1 نظامات اداری نظارت بر حسن انجام خدمات مهندسی ...رابرعهده داشته باشد بر ساخت و سازهایی که انجام می گیرد آگاهی دارد و یا بازهم مدعی است که جواز ها قبل از توافق آنها با شهرداری صادر شده است! و یا عذر بد تر از گناه عدم اطلاع شهرداری و دفاترالکترونیک به سازمان را بهانه می آورد!!

4-شرکت مهندسین مشاور بنام یک فرد چه مفهومی دارد و آیا سازمان مدیریت و یا وزارت مسکن و شهر سازی چنین مجوزی را صادر نموده است؟!

5-آیا مهندسین مشاور پروژه های فوق به ضوابط حاکم بر امور معماری شهری و طرح جامع شهری مشرف بوده اند.

 بنظر می رسد که تنها سرمایه سرمایه داران و قدرت و نفوذ رانت خواران، حاکم بر همه قوانین و بخشنامه ها ودانش و از همه تاسف انگیز تر وجدان مهندسی بوده است. آیا بازهم باید در مقابل چنین ساخت و سازها و وقایعی سکوت کرد؟

براستی اینجاست که باید گفت: چشمها را باید بست!  واقعیت را آنطور که می خواهند باید ديد!

خدایا به ما هم چنین قدرتی اعطا کن!

                                                                                مهندس اخوانفر

                                                                                   23/01/1388