گنبد در ايران و جهان
بنا کردن گنبد سلطانیه و داستانهایی که درباره دلیل ساخت آن روایت شده است را همگی میدانیم و ما را در اینجا با آنها کاری نیست.در نوشته پیشین درباره چگونگی شکل گیری شهر سلطانیه نوشتم.گنبد سلطانیه سومین گنبد بزرگ دنیا پس از گنبدهای کلیسای سانتا ماریا دل فیوره( یا همان کلیسای مریم مقدس فلورانس) و نیز کلیسای هاگیاصوفیا( پس از فتح بیزانس و شهر کنستانتینوپل توسط سلطان محمد فاتح در سال 1453 تبدیل به مسجد ایاصوفیای اسلامبول شد که در سال 1922 پس از فروپاشی حکومت عثمانی و ایجاد جمهوریت در ترکیه بنا به دستور آتاتورک تبدیل به موزه ایاصوفیای استانبول گشت) می باشد. آقای خسروانی برای تحقیر معماری ایرانی به عمد این بنا را با سانتا ماریای طراحی شده توسط فیلیپوبرونلسکی، یکی از بزرگترین معماران دوران رنسانس مقایسه می کند و بنای سلطانیه را به ضعف در طراحی و سیستم های سازه متهم می نماید.من پیش از اینکه به این ادعای ایشان پاسخ دهم، باید به کیوان خان! یادآوری نمایم که سیستم ساخت گنبد سانتاماریا برگرفته از گنبد سلطانیه می باشد.این نه ادعای من، که نتیجه تحقیق و بررسی بهترین اساتید معماری دانشگاه های ایتالیا و از جمله رییس وقت دانشکده معماری فلورانس در دهه 60 و 70 میلادی می باشد که در ادامه نوشته هایم به آن خواهم پرداخت.
کیوان خان!
شما که تاریخ را خوب بلدید چرا از یادآوری اینکه سیستم سازه های منحنی( یا همان تاقی) نخستین بار در کدام سرزمین ابداع و ساخته شده است، پرهیز می نمایید؟شما که حتی این نکته به یادتان مانده که معماران معبد پارتنون یونان برای جلوگیری از انحراف دید، چه تدبیری برای ساخت ستونهای آن به کار برده اند، آیا به راستی فراموش کرده اید که نخستین تاق جهان توسط ایلامی ها ( که بزرگترین تمدن فلات ایران را به مدت 2000 سال تمام ایجاد نمودند و به دلیل تلاش خیاطان حقه باز، ایرانیان کمترین آگاهی و حساسیتی درباره آن ندارند) در بنای بزرگ و باشکوه چغازنبیل در نزدیکی شهر شوش خوزستان در 3250 سال پیش ساخته شده است؟فراموش کرده اید یا فراموشتان داده اند؟ شما که برای تحقیر معماری ایران، از کوچکترین جزئیات هم استفاده می نمایید( و البته ناشیانه)، چگونه است که در مصاحبه با رادیوی برادران فرانسوی تان، از موضوع به این مهمی به راحتی گذشتید؟؟!!.هر چند بر این باورم که وجود همین تاق کهن، دهان شما را بسته است و گرنه شمایی که من شناخته ام، اگر چغازبیل وجود نداشت، مطمئنا در گفتگوی با رادیو فرانسه چنین ادعا می کردید که گنبد را نخستین بار رومیان به خاطر نبوغ رومی وار و اروپایی گونه خویش ساخته و ایرانیان ساخت قوس و گنبد را در زمان اشکانیان از آنها اقتباس کرده اند و برای اینکه ادعایتان هم درست دربیاید، به معبد پانتئون رم اشاره می کردید.چه اشکالی داشت مگر؟ خوب میگفتید.دروغ گفتن که حناق نمی آورد و مالیات هم ندارد( به ویژه برای امثال شما).مگر این همه دروغ را به هم بافتید، بد شد؟ رادیو فرانسه صدایتان را پخش کرد و گفته های گهربارتان در مجله معمار چاپ شد.دیگر نمی دانم در کجاها منتشر گشته است؟!!چه کسی اصلا چغازنبیل و تاقهای 3250 ساله اش را به خاطر می آورد؟ به شما پیشنهاد می کنم اینبار که مصاحبه ای دیگر با این رادیوهای نه چندان شریف و نه چندان ایران دوست داشتید، حتما به این موضوع اشاره ای داشته باشید.
احتمالا ملکه الیزابت دوم، به پاس این تلاشهای شما، لقب شوالیه( سر) را هم به شما بدهد و انجمن سلطنتی معماران بریتانیا( ریبا) جایزه ویژه ای هم به پاس این خوش خدمتی به شما بدهد. البته اگر این راه را ادامه دهید، اگر شوالیه هم نشدید، بر این باورم که تبدیل به کارشناس ثابت مسائل ایران در حوزه هنر و معماری در رادیو فارسی بی بی سی خواهید گشت. باور ندارید؟ امتحانش کنید!!!
سخن از گنبد به میان آمد.تاق و گنبد یکی از مهم ترین دستاوردها و میراث معماری نیاکان ما برای جهان بشریت است. نیاکان من( و البته نه شما) برای نیایش بزرگ آفریدگار هستی، چهار تاقی هایی را بر اساس باورهای کیهان شناختی خویش و نیز اندیشه های میترایی به وجود آوردند که نشانگر چهار جهت هستی و چهار عنصر مقدس بود( نگاه کنید به نوشته بانو مهندس ساناز افتخار زاده ).آنچه این چهارتاقی ها را پوشش میداد، گنبد یا تاق کلمبوه بود.چهار تاقی در دوران ساسانیان و پس از آن به مهم ترین گونه معماری ایران تبدیل گشت و معماری جهان را از خود متاثر کرد.
آتشکده نیاسر کاشان

آتشکده فیروز آباد( ساخته شده به فرمان اردشیر یکم ساسانی)
نخستین بار این بیزانس و معماری آن بود که به دلیل همسایگی با ایران ساسانی، به شدت تحت تاثیر هنر و معماری درخشان ساسانی قرار گرفت و گنبدهای ایرانی جای خود را در کلیساهای بیزانس بازکردند.اساس معماری کلیسای ایاصوفیا بر اساس چهارتاقی شکل گرفته است.چند سده بعد، در سده یازدهم میلادی، نیاکان ما( و البته نه شما) در دوران ملکشاه سلجوقی، با بهره گیری از الگوی کهن چهارتاقی، گنبدی را بر بالای مسجد جامع اصفهان برافراشتند که پس از آن تبدیل به عنصر و نمادی بسیار مهم در طراحی و ساخت مساجد در سراسر جهان اسلام( از شاخ آفریقا تا قلب آسیای میانه) گشت.بی گمان حیف است که سخن از یکی از بزرگترین شاهکارهای معماری ایران زمین یعنی مسجد جامع اصفهان بیاوریم و اشاره به تاقهای زیبای چهاربخشی که در آن به کار رفته است، ننماییم.تاقهایی که در چند سده بعد به اروپا یافتند و معماری اروپا را دگرگون کردند.
تاق چهاربخش
بی تردید شما با سبک گوتیک که بر اساس سیستم تاقهای چهاربخش شکل گرفته اند، آشنا هستید.انشالله که ادعا نمی فرمایید که تاق چهار بخش را ایرانیان از اروپا به مشرق زمین آورده اند!!!
تاق چهاربخش در معماری گوتیک
تاق چهاربخش به کار رفته در بنایی ساخته شده در دوران رنسانس توسط آندره آ پالادیو
جالب اینجاست که حسین امانت، طراحی یادمان شهیاد پیشین( میدان آزادی کنونی
) را با الهام از چهارتاقی های ساسانی، به انجام رسانید.

فن آوری و دانش ایرانیان در زمینه پوششهای تاقی تنها به گنبد و این دو نوع تاق خلاصه نمی شود،ساخت انواع تاقهای کژاوه( که آن را کجاوه هم می خوانند)، تاق آهنگ، خوانچه پوش و.... و نیز ساخت انواع گنبدهای دو پوسته گسسته و پیوسته و انواع گوشه سازیها و چپیره ها( از قبیل فیلپوش، پتکانه،پتکین، تاق بندی، کاربندی و.....) از نوآوریهای فوق العاده نیاکان ما در زمینه معماری و فن ساختمان سازی به شمار می آیند.
اما بد نیست کمی درباره رانش گنبد یا به قول کیوان خان! لگد زدن گنبد بنویسم.
سازه های تاقی سنتی ، سازه های فشاری هستند و تحمل آنها در برابر بارهای فشاری وارده فوق العاده است.معماران کهن ایرانی مثلی داشتند که می گفتند اگر تخم مرغ را به گونه عمودی نگاه داریم و شتری روی آن پابگذارد، تخم مرغ نخواهد شکست.این نشان از توان بالای باربری عناصر سازه ای منحنی است. گنبدها بار وزن خویش را به خوبی تحمل کرده و آن را به پاکار خویش انتقال می دهد.بارهای وارده بنا بر قوانین فیزیک، به دو مولفه عمودی و افقی تقسیم می گردند.بار عمودی به جرز ها یا ستون و پس از آن به پی و زمین انتقال می یابند.اما مولفه های افقی به رانش تبدیل می گردند و گنبد می خواهد از هم گسسته گردد.به احتمال زیاد خوانندگان این وبلاگ وزنه برداران را دیده اند که هنگام بلند کردن وزنه پاها را از یکدیگر باز می کنند.این برای انتقال بار وارده است.گنبد هم همین کار را می کند و می خواهد از هم باز شود.معماران ایرانی از دوران کهن برای جلوگیری از این پدیده، چندین روش را به کار می بردند، یکی سنگین کردن جرزی که گنبد بر روی آن نشسته است تا جرز سنگین بتواند جلوی رانش گنبد یا به اصطلاح لگد زدن آن را بگیرد.دیگری استفاده از کلاف های آجری که مانند کمربندی که به دور شکم فردی چاق بسته شده باشد، گنبد را اصطلاحاً جمع و جور می کند.دیگری استفاده از ستونها یا مناره هایی که برای مهار این رانش به کار رفته است.این شیوه در دوران تیموری( که اوج شیوه آذری در معماری است)، بسیار رواج یافت. به ویژه اینکه ما در این دوران شاهد ساخت ایوانهای بسیار بلند در معماری بناهایی مانند مساجد و مدارس هستیم که مشهورترین آنها همانا سردر معروف مسجد جامع یزد می باشد که برای مهار نیروی رانشی ایوانها از دو منار در دو طرفا ایوانها استفاده می شده است.در حقیقت دوران تیموری، دوران آغاز به کارگیری زوج منار در مساجد می باشد.
مسجد جامع یزد
این شیوه کار در دوران صفوی نیز ادامه و گسترش یافت و از آنجا که حکومت صفوی نخستین حکومت رسمی تشیع در ایران بود، کم کم این نوع مناره سازی( زوج منار) تبدیل به نماد مساجد شیعیان گشت.البته شیوه های بالا تنها شیوه های رایج نبود. گاهی معماران ایرانی برای جلوگیری از رانش گنبدها ، دیوار پشت بندی را برای دیواری می ساختند که گنبد بر روی آن نهاده شده بود و بدین وسیله تحمل دیوار باربر را بالا می بردند که بهترین مثال برای این موضوع، مسجد جامع اردستان می باشد.
مسجد جامع اردستان
در معماری اروپا نیز این شیوه ها کما بیش به کار رفته است.نمونه مشهور آن پشت بندهای کلیساهای گوتیک هستند که یکی از مهمترین ویژگیهای معماری گوتیک می باشد.

تنها نمونه ای که ویژه معماری بیزانس است و ابداع جالبی در زمینه مهار گنبد و انتقال بار آنها به کار رفته است،استفاده از سه گوشه هایی کروی شکل موسوم به تاسچه می باشد.
ایاصوفیا
اما جناب کیوان خسروانی، که استفاده از مهار برای حفظ گنبد سلطانیه را نشان ضعف سازه ای و معماری ایران می دانند و ادعا دارند که گنبد سانتاماریا دلفیوره بدون داشتن مهار برافراشته شده است، باید پاسخ به این پرسش دهند که برونلسکی چگونه گنبدها را بدون مهار رها کرد؟ آیا شدنی است؟ آیا قوانین فیزیک در فلورانس دگرگون شده بود؟!! یا این که نه؟ ارواح قدیسان کلیسای کاتولیک و ارواح پاپها و نیز افرادی چون پولس( سن پل!!!) آن را در آسمان مهار کرده اند؟!!!
من با نشان دادن تصاویری مستند خط بطلانی بر گفته های ایشان می کشم تا رسوا شود هر آنکه در او غش باشد.
جامعه اینترنتی سازمان مهندسی و عمران (Engineering NGO) جهت اتحاد و تبادل نظر مهندسین و اعضای سازمان های مهندسی ساختمان . ایجاد و روزانه UPdate ميشود