سینمای پارک ملت بهانه ای برای نقد جریان امروز معماری ایران
به هر حال چاپ چنین مقاله ای به عنوان نقد آثار معماری نه تنها سودی به حال معماری ایران عزیز ندارد بلکه موجب سردرگمی خوانندگان و سردی افرادی نظیر دانشمیر خواهد شد.
در یک نگاه می توان معماری را هنری مهندسی ساز دانست..هنری که بيش از هر هنری تابع زمان و تکنولوژی بوده و در سایه ی این دو عامل، در ذهن خالق خویش نمودار می گردد و تبدیل به بنایی ماندگار در اذهان میگردد.
حال مساله اينجاست که سهم اين خالق از معماری چيست؟
آيا او نمی تواند ايده ی خود را که حاصل فکر و انديشه و ... اوست در اين بادی ويران گر وارد نمايد؟
افتخارزاده در این مقاله با اشاره به اثر پاپیونی شکل رضا دانشمیر که این روزها موجب شهرت این معمار جوان شده، به نقد جریانی در معماری ایران می پردازد که به اعتقاد وی در حال قوت گیری است؛ وی در بخشی از مقاله خود ضمن ابراز خرسندی از آنچه با کنایه "حضور معماران تحصیل کرده" می خواند می نویسد: "اکنون در وحشت آنیم که این طراحان جدید آخرین نفسهای معماری ایران را بگیرند...".
افتخارزاده در ادامه ی این مقاله به نقد مباحث نظری و هنری نظیر کانسپت می پردازد و راجب کانسپت این حجم سیال می نویسد:

"کانسپت این طرح مکعبی است که از 2 سو فشرده شده است و ایجاد حرکت سیال و روان در ارتباطات داخلی مورد توجه خاص بوده است.این نگرش فرمی را ایجاد کرده که ممکن است در نوع خود خاص باشد.اما واقعا این فرم چه پیامی را بعنوان ناظر به شما می دهد؟
این بنا را هر روز در مسیر بازگشت به خانه میبینم . بنایی خاکستری که هر روز بعد از ظهر خسته تر از من در من می نگرد. و مانع دید من به فضای آرامش بخش پارک می شود. جعبه ای که شاید هماهنگ با کوه های پشت سرش خمیده شده ، با انعکاسی از آسمان خاکستری تهران در شیشه های سرتا سری اش سعی دارد در برابر طبیعت نامحسوس تر جلوه کند. نکته مثبت این ساختمان این است که بر خلاف بیشتر طرح های کانسپت گرایی که بر کاغذ مانده اند، طرحی آرام و ساده دارد که هیچ اغتشاش بصری ایجاد نمی کند و قصد ستیز با طبیعت و بستر شهری اش را ندارد و با عبور مردمان از خود و سطوح شفافش تاکیدی بر خودنمایی و تحکم ندارد.
اما نمای ساختمان از فرط سادگی ، جزئیات ، نقش یا مصالحی ندارد که ذهن را به خود مشغول دارد. "
و ...
در پاسخ خانم مهندس افتخارزاده باید گفت که همانگونه که خودتان فرموده اید فرم این بنا با توجه به کانسپتی که خودتان فرموده اید خاص است پس چسباندن برچسبی به عنوان کپی و تقلید به این بنا اشتباه است ! از طرفی شما چنان از شباهت این طرح با طرحهایی نظیر مرکز مطالعاتی هنر کلیولند آمریکا و طرح مرکز مطالعاتی هنر کلیولند آمریکا بهت زده شده اید که انگار تا کنون چیزی راجب " سبک بین المللی" نشنیده اید.
فرم کشيده ی پرديس سينمايی دانشمير در يک نگاه ياد آور فرمهای اکسپرسيونيستی دارد و خود پروژه از معدود پروژه هايی است که در ايران اجرا شده است و در نگاهی مثبت به زيباترين شکل سازه و معماری را در يک همگونی کامل کنار هم گرد آورده است بطوری که می توان معماری پروژه را حاصل تفکر و همگونی فرم و سازه دانست!
درست همین دیدگاه است که طرح پروژه را از یک دیدگاه فیزیکی مدرن یعنی حل عملکرد و رسیدن به فرم و سازه معماری جدا می نماید به گونه ای که پاسخ گویی به برنامه فیزیکی ، هدف و غایت اصلی پروژه نیست.

حجم پروژه زبانی سلیس و ساده دارد که همین سادگی ناشی از کشیدگی سایتی است که طرح بر روی آن استقرار یافته است از طرفی سادگی فرم این بنا یاد آور فرمهای ساده و خالص معماری مدرن است معماری که شعار "تزئینات جنایت است" را سر داده و خود را بیشتر به عملکرد گرایی سوق داده است.
از طرفی حجم پروژه حاصل کشیدگی سایتی است که دانشمیر به بهترین شیوه توانسته بدان پاسخ گوید.

شکاف موجود در وسط حجم توانسته به بهترین نحو چشم اندازی از سایت را در قالب حجم این بنا نمایش دهد . ترفندی که هم در سازماندهی فضای داخلی و هم در حجم ساختمان بکار رفته باعث شده تا تداوم فضایی پارک در درون حجم پروژه احساس شود و این نکته ای است که بر تعلق بیشتر حجم پروژه با سایت و اندیشه معمار تاکید می نماید.
استفاده از شیبراهه برای دسترسی های فضاهای داخلی ، بنا به مقتضیات سایت، انتخابی بجا و مناسب است، به خصوص شفافیت نما و چشم اندازهای بیرونی نیز به کمک آن می آید و باعث می شود ارتباط عمیقی بین بیرون و درون حجم برقرار شود.
از طرفی در پاسخ به مقاله خانم ساناز افتخار زاده بايد گفت:
مشکل جدايی معماران امروز از سنت و... در ايده ی شکل گرفته از سوی آنان نيست بلکه در جريانی است که از آن بنام آموزش معماری ياد ميکنيم . در کتب معماری معاصر و در پروژه های نقد آثار معماری و در دروس طراحی معماری ، ما خواستار چنين طرحهايی از دانشجو هستيم !
در رابطه متقابل آن نيز دانشجو به علت حس نو طلبی و ديدگاهی که از اين نوع معماری يافته ، خواسته و ناخواسته بسوی چنين فرمهايی کشيده ميشود ....
سوال آخر اينجاست که خانم افتخارزاده سمبل ها و نماد ها و... را در چه ميبينند؟ و در نگاهی منتقدانه اگه گرايش بسوی اين نوع معماری اشتباه چرا در مجلات معماری داخلی و ... مدام در حال معرفی اين نوع پروژه ها هستيم؟ ـ هم از نوع داخلی و هم از نوع خارجی آن- . آیا معرفی چنین پروژه هایی به نوعی تمجید از آن بشمار نمی آید؟
پس در آخر بايد گفت بهتر است کمی واقع بينانه به موضوعات بنگريم....
به اميد طرحی که بتواند جوابگوی همه نيازهای يک انسان باشد...
پیوند ها و لینکها:
1. پردیس سینمایی پارک ملت بهانه ای برای نقد جریان امروز معماری ایران – افتخارزاده ، ساناز – مجله معماری و ساختمان- شماره 18.
2. جوابیه مهندسین مشاور سیال به نقد فوق – مجله معماری و ساختمان – شماره 19.
3. پردیس سینمایی ملت - شماره 52 نشریه معمار
4. معماری معاصر ایران – بانی مسعود ، امیر



















































































جامعه اینترنتی سازمان مهندسی و عمران (Engineering NGO) جهت اتحاد و تبادل نظر مهندسین و اعضای سازمان های مهندسی ساختمان . ایجاد و روزانه UPdate ميشود